طرح موضوعات و مسایل مرتبط باآموزش و تربیت
بحثهای اولیه در مورد کنجکاوی به قبل از مطرح شدن رشته روانشناسی بر می گردد، که در آن زمان توسط فیلسوفان و متفکران مذهبی صورت گرفت و محور آن پرسش درباره وضعیت اخلاقی کنجکاوی بود نه در زمینه پایه های روانشناختی آن.
مهمترین نکاتی که در بحثهای آن زمان مطرح می شد را می توان اینگونه بر شمرد ، اول اینکه کنجکاوی تمایلی است که از نظر درونی برای اطلاعات برانگیخته می شود ، بعنوان مثال ، سقراط بر این عقیده بود که انسان به خاطر دلایل درونی دنبال مطالعه علوم است نه به خاطر اهداف کاربردی آن و سیسرو از کنجکاوی به عنوان « عشق ذاتی به یادگیری و دانش ... بدون هیچ چشمداشتی » یاد می کند. اگر چه آنها اذعان دارند که انسان اطلاعات را به خاطر دلایل بیرونی نیز می خواهد ، ولی این دسته از متفکران اولیه ، بین این تمایل که برانگیخته شده بیرونی برای اطلاعات است با کنجکاوی تمایز شدیدی قائل هستند.
به راستی ماهیت تعلیم و تربیت چه تغییری کرده است و در ابعاد مختلف تربیت از جمله محتوا- روشها و وسایل چه تاثیری گذاشته است؟بدون شک بعد محتوا بیشتر تحت تاثیر قرارگرفته است.این تغییر و تحول ناشی از چیست؟زندگی بشر نسبت به سالها یا قرون گذشته چه تغییری کرده است؟آنچه که بیشتر به چشم ما می خورد تکنولوژی و وسایل جدید است ولی آیا فقط به این منحصر است؟ بشر در حوزه اجتماعی- اقتصادی- سیاسی و علمی چه دگرگونیهایی داشته است؟اگر تعلیم و تربیت ادعا دارد که در تحولات اجتماعی پیشگام است باید ضمن شناخت از جامعه آن را به پیش ببرد و برای آینده جامعه برنامه داشته باشد.
سردمدار روش حل مساله در آموزش(تعلیم و تربیت) به واقع جان دیویی٬ فیلسوف بزرگ تربیتی است. از دیدگاه دیویی و اطرافیانش٬ هدف آموزش ارتقای توانایی همه دانش آموزان برای حل مساله است.
از بعد روانشناختی٬حل مساله یا problem solving در واقع یکی از فرایندها یا اجزای تفکر می باشد. بعد از اینکه احساس و سپس درک صورت گرفت ٬انسان به تفکر و سپس به تصمیم گیری می پردازد.این بحثها در حوزه روانشناسی شناختی به طور گسترده مورد بحث قرارمی گیرد.جزء دیگر تفکر٬ استدلال است.از نظر تاریخی٬ سه دیدگاه کلی در مورد حل مساله می توان بازشناخت: ۱- دیدگاه آزمایش و خطای ثورندایک ۲- دیدگاه دیویی و ۳- دیدگاه گشتالتیها بخصوص کهلر
اما یادگیری چیست؟خوب است ابتدا تعریفی از یادگیری داشته باشیم تا این مفهوم به طور کامل برایمان روشن شود.یادگیری دارای پیچیدگی است و به سبب همین پیچیدگی تعاریف مختلفی از آن شده است.معروفترین تعریف برای آن عبارت است از:"یادگیری به فرایند ایجاد تغییر نسبتاْ پایدار در رفتار یا توان رفتاری که حاصل تجربه است گفته می شود و نمی توان آن را به حالتهای موقتی بدن مانند آنچه بر اثر بیماری٬ خستگی یا داروها پدید می آید نسبت داد."(به نقل از سیف۱۳۸۰)
مقدمه
از آنجا که یکی از وظایف اصلی تربیت یا آموزش و پرورش این است که افراد جامعه را برای زندگی در آن جامعه آماده سازد، لذا همیشه یکی از دغدغه های اندیشمندان و مسئولان تربیتی در هرعصری این بوده و هست که انسان مطلوب چه نوع انسانی است، باید دارای چه مهارتها و توانایی هایی باشد و تربیت مناسب او چگونه تربیتی باید باشد.مشخص است که در هر عصر و زمانه ای تعریف انسان مطلوب تغییرمی کند.به این خاطر می بایست از آن عصر و زمانه شناخت کافی داشت تا بتوان براساس آن اهداف و رسالتهای تربیتی جامعه را تهیه کرده تا سمت و سوی فعالیتها به سوی آن اهداف باشد.
این شناخت را در دو حوزه الف)فرهنگ و شرایط خاص هر کشور وب) شناخت جهانی، می توان معنا کرد.بدین مفهوم که یک بعد شناخت محلی و داخلی است و بعد دیگر جهانی و گسترده تر می باشد.در این مقاله سعی می کنیم به طور گذرا برخی تغییراتی که در جهان امروز بر جوامع حاکم شده اند و به عبارتی جهانشمول هستند را خاطرنشان می سازیم
"تربیت
"تربیت مانند زندگی جریانی است دائمی"
در ادامه نوشته های قبلی در خصوص تربیت و جامعه، در فکرم بود که چنانچه درباره متفکران و نظریه پردازان مشهور این حوزه و نظریات آنها مطالبی بیاورم حق مطلب را بهتر اداکرده ام..در این افکار بودم که در حین ورق زدن یادداشتهای گذشته ام به مطلبی درمورد دموکراسی و آموزش و پرورش برخوردم که خلاصه ای بود از کتابی با همین عنوان اثر جان دیویی که توسط ا.ج.آریان پور به فارسی برگردانده شده بود.
این کتاب از بهترین کتابهای جان دیویی فیلسوف بزرگ تربیتی است که خود بنیانگذار جنبش آموزش و پرورش پیشرو می باشد.این کتاب اولین بار در سال 1916 منتشر شده است.
آشنایی با این نظریه پردازان و آرائشان ما را بیشتر با اصل و ماهیت تربیت آشنا می کندو کمک می کند تا جایگاه و رسالت آن را در دنیای امروز بهتر بشناسیم.
لذا مطالبی رااز هر فصل این کتاب انتخاب کرده ام که در ادامه نقل می کنم.